العلامة المجلسي (مترجم :عطاردى)

409

بحار الأنوار (ج64) (ايمان و كفر) (فارسى)

قلب امير و فرمانده جوارح و اعضاء او مىباشد ، هر چه قلب امر كند اعضاء بدنش اطاعت مىكنند و از فرمان او سرپيچى ندارند ، يكى از آن اعضاء ديدگان او هستند كه بوسيله آنها اشياء را نگاه مىكند و گوشهائى دارد كه بوسيله آنها مىشنود . آدميان دو دست دارند كه بوسيله آنها اشياء را برمىدارند ، و دو پا دارند كه با آنها راه مىروند ، و آلتى براى آنها قرار داده كه با آن زناشوئى مىكنند و توليد مثل مىنمايند ، و زبانى دارند كه با آن سخن مىگويند و سرى دارند كه صورت آنها در آن قرار دارد . اينها بود اعضاء و جوارح انسان كه هر كدام براى كارى خلق شده‌اند و بايد ايمان بياورند كه از حدود خود تجاوز ننمايند و هر كدام به وظيفه‌اى كه دارند بايد مشغول گردند ، خداوند متعال براى هر يك از آنها وظيفه‌اى معين كرده و در قرآن آنها را روشن ساخته است . آنچه بر قلب واجب كرده غير از آن است كه بر گوش واجب نموده باشد ، و هر چه بر گوش واجب كرده بر چشم واجب نكرده است ، و آن چه را كه بر گوش واجب ساخته بر زبان واجب نساخته است . آن چه بر زبان لازم گردانيده بر دست‌ها لازم نگردانيده است ، و بر دست چيزى را واجب كرده كه بر پاها واجب ننموده است و آنچه بر پاها واجب نموده بر دامن واجب نكرده ، و هر چه بر دامن واجب كرده بر صورت واجب نفرموده است . اما آن چه بر قلب واجب كرده آن ايمان و شناخت و اقرار و اعتقاد و خوشنودى و تسليم است گواهى دهد كه خداوند يكى است و شريك و همتايى ندارد ، فرزندى و زنى براى او نيست ، و گواهى دهد محمد صلّى اللَّه عليه و إله رسول و فرستاده خداوند مىباشد . هر چه خداوند نازل فرموده از كتاب و پيامبر به آن اقرار كند و اعتراف نمايد ، اينها بود آنچه خداوند بر قلب واجب گردانيده و بايد قلب نسبت به آنها اقرار كند و شناخت داشته باشد ، و همين است معنى آيه شريفه كه فرمود : إِلَّا مَنْ أُكْرِهَ وَ قَلْبُهُ